X
تبلیغات
دانلوداهنگ عکس داغ میخوای کلیک کن میبینی

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 8:54 |

س ام اس های كمی تا قسمتی سركاری

شروع سفرهاي استاني جناب يوزارسيف را به عموم ملت مصر تبريك عرض ميكنيم

در پي تغيير دين آمون هوتب چهارم، مراسم ختنه سوران وي فردا با حضور شما آمون ستيزان گرامي برگزار خواهد شد 

اگه دوست داری بقیه رو بخونی برو ادامه مطلب…

گلي گم كرده ام در باغ هستي خودتو لوس نكن اون گل تو نيستي

صندوق ذخيره ارزي ، امروز صبح با حضور احمدي نژاد غبار روبي شد !!!

شوراي تدوين كتب درسي ، دفاعيه دكتر كردان را جايگزين متن چوپان دروغگو كرد !!!

ببخشيد مزاحم شدم مهرتون تو دلم جا مونده بود ، گفتم دنبالش نگردي

تعريف مادر زن: مادر زن اسلحه اي است انفرادي كه با عيال حمل ميشود وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده وبا زخمي كردن داماد بيچاره خنك ميشود . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد مادر زن گاهي تك تير وگاهي رگبار شليك مي كند طول مادر زن بدون سر نيزه ۲ متر ميباشد. تعداد تير در هر ثانيه يك ميليون فحش وناسزا بوده وبرد موثر ان انتقال داماد به بيمارستان وبرد نهايي ان انتقال داماد به بهشت زهرا !!

يك كلاغ با يه زرافه عروسي مي كنه بچشون كلافه مي شه

ببخشيد اشتباهي اس ام اس دادم !

خواستم واسه گل فروش بفرستم ، به خود گل فرستادم !!!

مي دونيد سريعترين راه به چنگ آوردن قلب يك مرد چيه ؟

پاره كردن سينه اش با يك كارد آشپزخانه !

براي دريافت وام كشاورزي از ابتداي دي ماه به يوزارسيف مراجعه كنيد.

ترس پسرهاازازدواج دل بستن به يه دخترنيست دل بريدن ازبقييه دخترهاست *

دوستان شما مثل طلا و جواهر هستند، به دست آوردنشون سخته، ولي نگه داشتنشون سخت تره…

لطفا در نگهداري من كوشا باشيد!

تو براي من يه فرشته بودي اما هيچ وقت منو دوست نداشتي و هميشه با رقيب هاي من پرواز كردي .خدا را شكر تازه فهميدم تو عزرائيلي

از اونجا كه شتر در خواب بيند پنبه دانه ،گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه، وظيفه خود دونستم بيدارت كنم آخه داشتي بالشو مي خوردي

آرامش در زندگي بهترين چيزه
بيا به آرامش فكر كنيم
به زندگي
به عشق
به زيبايي
به بهشت
به جهنم
به درك
به تو چه
به من چه
برو اعصاب ندارم

ميخوام اتوبوس بسازم …. اتوشو دارم اما بوس ندارم .. يه بوس ميدي ؟ لازم دارم

میدوني فرق تو با موهات چيه ؟موهاتو ميشه اصلاح كرد ولي تو را عمرا

به غضنفر ميگن فهميدي زلزله اومد ! مي گه نه من روم اونور بود !

تو عروسي رو غضنفر برف شادي مي ريزن سرما مي خوره !!!

دو نفر فرنگي تصميم ميگيرن فارسي صحبت كنن :

اولي:پاشو

دومي: نمي پاشم

اولي: نمي پاشم چيه بايد بگي پاشيده نمي شم!!

به غضنفر مي گن از چه لبي خوشت مياد ؟ ميگه از لب جوب

مردي ميره پيش كيشيش تا اعتراف كنه ميگه:من در زمان جنگ جهاني دوم به يك مرد در خانه خود پناه دادم

كشيش مي گه: خوب اين كه گناه نيست !

مرد مي گه : ولي من بهش گفتم به خاطر هر هفته كه خونه من بمونه بايد ۵ دلار بپردازه!

كشيش مي گه : درسته تو كارت خوب نبوده ولي تو كارت رو با نيت خوبي انجام دادي!

مرد مي گه : اوه متشكرم فقط يه سوال ديگه ….

كشيش: بگو فرزندم

مرد مي گه : آيا بايد بهش بگم جنگ تموم شده!!!!

معلم :رضا اگه تو ۱۰ تا شكلات داشته باشي ۲ تاشو بدي به فاطمه ۳ تاشو بدي به زهرا ۴ تاشو بدي به مينا اونوقت چي خواهي داشت؟؟؟

رضا : اجازه! ۳ تا دوست دختر جديد

زوج جواني كنار ساحل نشسته بودند. آقاهه مي پرسه: عزيزم من اولين عشق تو هستم؟ خانمه مي گه: بله، البته كه هستي… من نمي دونم چرا شما مردا همه تون همين سوال تكراري رو مي پرسيد!

مي دوني تفاوت شهرداري با صدا و سيما چيه؟ اولي آشغال رو جمع مي كنه
دومي آشغال پخش مي كنه

وقتي يه سيب گاز مي زني و توش يه كرم درسته مي بيني ناراحت نباش ـ چون ممكن بود سيب رو گاز بزني و توش يه كرم نصفه ببيني ̎شكسپير̎

خروسه پول نداشته ازدواج كنه ميره گالينابلانكا مي‌خره

دقت كردي كه قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنياهميشه يكين ؟ ماه يكيه … خورشيد يكيه … زمين يكيه … خدا يكيه … مادر يكيه … پدر يكيه … منم يكي هستم

خبر فوري : زن آمن هوتب چهارم به يوزارسيف شماره داد !!!

حاصل ازدواجهاي زير رو ميدونين چي ميشه؟
اگه يه مرغ با يه دلفين ازدواج كنه ===== بچشون مرفين ميشه
اگه يه جغد با يه فوك ازدواج كنه ===== بچشون جوك ميشه
اگه يه قو بايه قناري ازدواج كنه ===== بچشون قوري ميشه
اگه يه پروانه با يه شبتاب عروسي كنه ===== بچشون پرتاب ميشه

غضنفرميره ثبت احوال ميگه يه شناسنامه واسه بچه ام ميخوام !
ميگن اسمش چيه ؟
ميگه “شورلت”
ميگن اينكه اسم ماشينه يه اسم بزار كه به نام پدر و مادر بياد .
ميگه خب به اسم ما مياد ديگه من “بيوك” آقا هستم . همسرم هم “خاور” خانوم !!!

زن خوب مثل دايناسور مي مونه كه نسلش منقرض شده ولي مرد خوب مثل سيمرغ مي مونه كه از اول يه افسانه بوده!

يارو ماهواره مي خره زنش ميگه پولشو از كجا اوردي؟يارو ميگه تلويزيونو فروختم

به دليل بارش برف و مصادف شدن با ايام محرم و سپس دهه فجر و در انتها عيد نوروز مملكت تا ارديبهشت ماه تعطيل است!

به غضنفر ميگن با صداقت جمله بساز؟
ميگه: صدا … قطع شد!

من هم يك روز اسكانيا بودم ! غم روزگار اين چنينم كرد !
نوشته پشت نيسان !!!

روي بيلبورد زده سيو همان سيب است غضنفر ميگه دروغ ميگه من خوردم صابون بود

يك نفر در و پنجره ساز بوده، ميره خواستگاري، ازش ميبرسن: چكاره‌اي؟
ميگه: ويندوز نصب مي‌كنم!

تو باغ دلم…


تو تنهايي


تنهاي تنها


پس سعي كن درست به گل ها آب بدي، اي تنها آفتابه موجود!



+ نوشته شده توسط هومن در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 8:52 |

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 8:47 |

۱۸ نظر برای “نا گفته های زهرا امیر ابراهیمی از قضیه آقای ح.ب”

  1. عجب نوشته ی جالبی بود.عکس یاروکه هست همه ی جزئیات روهم توش نوشته ولی اسم پسره را فقط سرحرفاش را نوشته.
    جلل الخالق!

  2. درود
    البته زیاد هم نا گفته نبود.
    به نظر شما کار پسر درست بود یا نه؟
    اگه شما یه همچین هلویی باهات بازی کنه چیکارش میکنی؟

  3. من کار هر دو نفر رو محکوم میکنم .

  4. خیلی مسخره س . اسم دختره رو باید همه بدونن ولی پسره که برای خراب کردن و ضایع کردن دختره فیلم رو داده بیرون باید آبروش حفظ بشه ؟ اگه این کار بدیه برای هر دو نفر بده …

  5. اگه این چیزایی که نوشتین حقیقت داره من رای به زندان و مجازات ِ پسره می دم …
    امیدوارم امیر ابراهیمی هر چه زودتر به خارج از کشور ِ عزیز!!! بره و زندگی تازه و آینده دار رو شروع کنه

    من می گم این مردا همه سر و ته یه کرباسن …. بگو نه

  6. درود
    من نمی دانم اگر این پسر مثلاًخودکشی می کرد و این فیلم پخش نمی شد به او می گفتید دیوانه؟
    اگر سکوت می کرد و حرفی نمی زد و مثل یک عاشق تخیلی عمل می کرد به او می گفتید انسان نیک و با گذشت.
    این خانم که اون جوری در یک مملکت اسلامی س_ک_س میره حتما، باید فکر همچنین روزایی را میکرد، مثلا، اگر حتی بطور قانونی یک صیغه نامه ای داشت ،میشد که جانب اون را گرفت و بگوییم پسر در زندگی زنا شویی خیانت کرده،ولی این خیانت در جواب
    آن خیانت است و مسلم بدانید که این اتفاق به همین راحتی نیافتاده،و حتماًچیزهایی است که ناگفته تر است. دقیقاً اگر این کار بدی است برای هر دو نفر بد است و مطمئناً کسی حاضر نمی شود که کون لختش را پنجاه میلیون ببینند.

  7. دو تا آدك كثيف افتادن با هم گند زدن به جامعه!!!!!!!!!!!

  8. درود
    مگه هر کسی س-ک-س کنه آدم کثیفی است. به به ..
    نگویید که س-ک-س هم راه وچاه دارد مثلاً صیغه و ازدواج.
    این هم یک نیاز است مثل غذا آب خواب اما با توجه به اتسانها از دو هفته تا دو ماه جا دارد.
    مثل بعضی ها که خیلی شکمو هستند بعضی ها هم هر چقدر این کار را کنند خسته نمی شوند.
    در ضمن فیلم گرفتن هم در نوع خود ایراد ندارد و خیلی ها این کار را می کنند.
    کثیف و کثافت خائن است کسی است که ریا می کند.
    در ضمن قبلاً به جامعه گند زده شده بود.

  9. كثافتو تو جامعه رواج دادن هر كه به هر كه ميرسيد يه سي دي بش ميداد……شعار نديم من خودم ميدونم جامعه خيلي وقته گند خورده بش اما اينا هم بي حيايي رو رواج دادن..

  10. درود
    یعنی میگویید از خودشون فیلم گرفتن و بعد پخش کردن.
    چه جالب!!!
    خب تقصیر این خانم و آقا چی بود؟
    یکی می خواست به عشقش خیانت کنه اون یکی هم از بد راهی انتقام گرفت.
    مردم هم این وسط از آب گل آلود ماهی گرفتن.
    من هنوز نفهمیدم چطور بی حیایی را رواج دادند؟؟؟؟؟!!!!

  11. درود
    از این به بعد به جای لغت س_ک_س از لغت کثافت استفاده خواهیم کرد.

  12. hala shomaha chera be joone ham oftadin.

  13. dar inke pesare kasifo heivun bud shaki ni. ama kasif tar az un in dokhtarast ke aberuye harchi ۲khtaro bord .vaghean be hale chenin afradi bas taasof kord.chenin heivunaei hich jaei tu jame e nadaran.un donyam hagheshun ghare jahaname.tof e hameye una va harki hemayateshun mikone.kasi lazem nist hokmi bede khoda khodesh be hesabe inao amsaleshun mirese

  14. درود
    اگه ازمن بپرسيدميگم هردواشتباه كردند

  15. ايشان چون هر دو به اين كار راضي بودن-اشكال ندارد-چون صيغه كردن فقط يه مشت عربي بلغور كردنه،اما پسره نبايد اين كارو ميكرد و به قول يارو: اگه اسيد پاشيده بود تو صورتش بهتر بود.

  16. چي بگم والا !

  17. من پسره رو محکوم میکنم …
    درسته زهرا یه دختره اما تعارف که نداریم اونم تو شرایطی بوده که حتما به این س-ک-س نیاز داشته بابا مگه دخترا احساس ندارن …؟؟؟؟
    فقط پسرا هر غلطی میخوان باید بکنن…؟؟؟؟؟؟؟؟
    اما نباید پای فیلم وسط میومد یعنی اصلا زهرا نباید میذاشت ح.ب فیلم میگرفت…..
    حالا هم که گرفتن پسره نباید بی جنبه بازی در میاورد و با آبروی زهرا بازی میکرد.

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 8:40 |

نا گفته های زهرا امیر ابراهیمی از قضیه آقای ح.ب

zohre۱.jpg

اگر كسی در سال ۱۳۸۵ در ایران بوده باشد و قضیه زهرا امیر ابراهیمی نشنیده باشد جای تعجب دارد !!! فیلم رابطه این دو نفر به سرعت نور در ایران توزیع شد و ناگهان همه جا بحث از “زهره شوكت” شد. اما قضیه زهرا و ح.ب چگونه بود؟


زهرا دختر موفقی در عرصه تلوزیون بود و در سالهای كوتاهی توانست موفقیت قابل توجهی بدست بیاورد تا جاییكه عنقریب در شرایط ورود به سینما قرار داشت. در سال ۱۳۸۲ و در حین ساخت مجموعه تلوزیونی مخصوص محرم سال ۸۲ كه برای شبكه سه ساخته میشد با ح.ب كه دستیار كارگردان بود آشنا شد.
در آن زمان ح.ب جوانی رعنا و جذاب برای زهرا بود و به سرعت این رابطه پا گرفت در ادامه این رابطه و اشتیاق فراوان زهرا در رابطه با ح.ب پای او به زندگی شخصی ح.ب باز شد. هم زهرا و هم ح.ب مصمم به ازدواج بودند، اما یك مورد تا اینجا پنهان مانده بود. خانواده ح.ب و زهرا اگرچه در جریان این رابطه بودند اما از جزییات این رابطه بی خبر بودند و آن را معمولی می پنداشتند در حالیكه زهرا و ح.ب عملا” تعلق به یكدیگر را حق خود می دانستند و از این حق استفاده می كردند!!!
بر خلاف آنچه اعلام گردید مشكلی در ازدواج زهرا و ح.ب وجود نداشت و خانواده ها هم اشكالی در این رابطه نداشتند. اما گویا در اواخر سال ۸۳ زهرا در سر راه مورد مناسب تری قرار میگیرد. گویا این مورد یكی از بازیگران سینما بوده است كه نام وی فاش نشده است؟؟؟

zohre۲.jpg


او حدود ۱۸ ماه عملا” رابطه همسری با ح.ب داشت و از طرفی طولانی شدن رابطه و دلایلی دیگر این رابطه را به سردی پیش برده بود.
عدم تمایل زهرا به ادامه این رابطه با سیاستی هوشمندانه آغاز شد و سعی كرد در مدتی نسبتا” طولانی به این رابطه خاتمه دهد. اما با پی بردن ح.ب به رابطه جدید زهرا موضوع رنگ تازه ای یافت.
فیلم مذكور كه در سال ۸۵ توزیع گردید در واقع در شش ماهه اول آشنایی زهرا و ح.ب تهیه شده بود. زهرا از وجود این فیلم كاملا” خبر داشت ولی ترجیح داد كه تا زمان مناسب سكوت كند. در نهایت این فیلم توسط ح.ب منتشر گردید. با توجه به اینكه او در برخی مراكز توزیع و تكثیر رفت و آمد داشت در شهریور ۸۵ آن را پخش و خود به آذربایجان متواری شد و …
امیرابراهیمی هم اكنون به عكاسی می پردازد و گهگاه نمایشگاه نیز برگزار میكند. او تا اواخر سال ۲۰۰۸ برای اقامت به یكی از كشورهای اسكاندیناوی خواهد رفت.


 پست شده در تاریخ به وسیله آرمین نویری منبع  http://www.waresh.com/blog/?p=492

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 8:33 |

عكسهاي چهار هنرمند زن قديمي , قبل از انقلاب و بعد از آن

http://www.waresh.com/blog/?p=1311 منبع

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 8:20 |
http://www.clipestann.blogfa.com/post-1379.aspx منبع

آگهی های قدیمی ( قبل از انقلاب)

 

07.jpg
09.jpg
05.jpg
01.jpg
02.jpg
04.jpg
+ نوشته شده توسط هومن در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 8:19 |
 

فروزان

+ نوشته شده توسط هومن در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 10:26 |


عارف

مرجان

مرحوم منوچهر نوذری و گوگوش

 

+ نوشته شده توسط هومن در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 10:24 |

عکس های جالب از مجلات قدیمی ایران

photomi.jpg

تصویری از کامبیز فرزند خردسال گوگوش و نگاه خیره او به

تصویری از مادر در یک قاب شکسته

35ioigi.jpg

لیلا فروهر و فرزان دلجو در حال خوردن هندوانه!  مجله جوانان

 /مرداد۱۳۵۶

 aliparvin-daughter.jpg

 عکسی از جوانی علی پروین به همراه دخترش

+ نوشته شده توسط هومن در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 10:23 |

ترفند جالب دختران مسلمان ترکیه برای حفظ حجاب

+ نوشته شده توسط هومن در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 10:16 |
 
عکس هایده و مهستی رو جلد مجلات

 

هایده در آخرین شب زندگی خود، در باشگاه کازابلانکا یکی از به ‌یاد ماندنی ترین برنامه‌های خود را به اجرا درآورد

از ۳۰ دی ۱۳۶۸ و خاموشی آوازخوان پرآوازه ایرانیان، هایده، هفده سال گذشت اما ترانه‌های او چنان در میان مردم است که کمتر کسی گذشت این سالیان از درگذشت نابهنگام او را باور دارد. حجم تولید ترانه‌ها چه در داخل و چه در برون مرز، شگفت آور شده و امکانات اجرا و ضبط نیز هر روز پیشرفته از روز قبل، ولی عمر ترانه ها، اغلب از چند هفته و چند ماه فراتر نمی رود. گویی دیگر در عرصه موسیقی ما، نه آهنگ، نه شعر، نه تنظیم و نه صداهای خوش و پرتوان، بلکه ویدئوهای پرزرق و برق و تبلیغات تلویزیونی هستند که ملاک ارزشمند بودن و عامل ترویج یک ترانه در میان مردم می شوند. ولی آنچه هایده و شمار اندکی از خوانندگان همنسل او در عرصه موسیقی مردمی ما از خود به یادگار گذاشته‌اند و همچنان در میان ایرانیان، دوستداران بیشمار دارد، از موقتی بودن شرایط فعلی نوید می دهد.

زندگینامه و بیوگرافی هایده

هایده در ۲۱ فروردین ۱۳۲۱ در تهران متولد شد. جاذبه صدای دلکش او را به دنیای موسیقی کشاند و اجرای ترانه ای از همین خواننده در یک مهمانی که علی تجویدی آهنگساز برنامه گلها در رادیو تهران در آن حضور داشت، موجب کشف صدای منحصربفرد او توسط تجویدی شد. هایده نزد تجویدی آموزش دید و چندی هم با فرهنگ شریف، احمد عبادی و فریدون ناصری در زمینه آواز ایرانی و سرایش کار کرد.

آزاده و کشف هايده

هایده در سال ۱۳۴۷/۱۹۶۸ نخستین ترانه خود را همراه با ارکستر بزرگ گلها در رادیو تهران اجرا کرد. اثری به نام آزاده که علی تجویدی روی آخرین سرودهء رهی معیری آفریده بود و معتقد بود هیچ خواننده دیگری جز هایده توان اجرای آنرا ندارد. اجرای این کار، صدای هایده را به ایرانیان شناساند.

ترک برنامه گلها

هایده پس از اجرای چند اثر دیگر از ساخته‌های علی تجویدی و همایون خرم در برنامه گلها، از اوایل دهه ۱۳۵۰ به اجرای ترانه‌های پاپ از ساخته‌های طیف دیگری از ترانه‌سازان همچون فریدون خشنود، جهانبخش پازوکی، انوشیروان روحانی و محمد حیدری روی آورد. کیفیت بخشی از ترانه‌های او در این دوره سخت نزول کرد. اشعاری غیرقابل مقایسه با کارهای سنگین پیشین، تنظیم‌هایی سطح پایین و گهگاه با حال و هوای موسیقی عربی.

این روند نه‌تنها در کارهای هایده، بلکه در بسیاری از ترانه های پاپ خوانندگان مطرح موسیقی ایرانی در آن دوره که به موسیقی پاپ روی آورده بودند مانند حمیرا، مهستی و اکبر گلپایگانی هم شنیده می‌شود. گویی اساسا فضا، ارائه چنین کارهایی را طلب می‌کرده است. جالب اینجاست که هایده در گفتگویی که چند ماه پیش از درگذشت نابهنگامش با شهرام میریان در بخش فارسی دویچه وله انجام داد اظهار داشت که کارهایش در برنامه گلها را به همه کارهای بعدی‌اش ترجیح می‌دهد.

به هر رو هایده تا پایان دوره اقامت در ایران، علیرغم دسترسی به امکانات و تعداد زیادی از تکنوازان و تصنیف سازان نامدار، به برنامه گلها بازنگشت و فعالیت های جدی او در زمینه موسیقی ایرانی، بیشتر به اجراهای مشترکی با اکبر گلپایگانی محدود شد. اجراهایی که با عنوان بزم اغلب از تلویزیون ملی ایران در واپسین سال های پیش از انقلاب به نمایش درآمد.

یکی از هفته‌نامه های هنری تهران در آن زمان، نگاهی شیطنت آمیز به این تغییر رویه ناگهانی در خوانندگی هایده داشت: یه ابرو بالا، یه ابرو پایین، گاهی هم یه چشمک قاطیش! اینا ژست های هایده در زمان اجرای آخرین کارش بود. خیلی ها معتقدن هایده باید همون سبک کار سابقشو که اجرای ترانه های اصیله ادامه بده.

لطف الله مجد، تکنواز نامدار تار نیز در همان دوران در یکی از نشریات گفته بود: در میان خوانندگان جدید، تنها صدای هایده را می پسندم اما این خانم باید بداند که بیشتر باید در زمینه موسیقی اصیل ایرانی کار کند.

فعالیت در موسیقی پاپ

به هر رو گرچه هایده دیگر به خوانندگی به سبک برنامه گلها، علاقه چندانی نشان نداد، ولی به مرور، ترانه های پاپ او نیز به فرم تازه و قابل قبول‌تری دست پیدا کردند. ترانه هایی چون تنها با گلها، بزن تار، سوغاتی و گل سنگ از همین دوره فعالیت او به یادگار مانده اند.

انقلاب و ترک ایران

هایده در شهریور ۱۳۵۷ چندین ماه پیش از پیروزی انقلاب که موسیقی و به ویژه آوازخوانی زنان را دچار ممنوعیت و محدودیت های بسیار ساخت ایران را به مقصد انگلستان ترک کرد. او تا پایان عمر از این رویداد به عنوان تلخ ترین خاطره زندگی خود یاد می کرد.

هایده در دوران اقامت در ایران با دربار پهلوی پیوندی نزدیک داشت و برنامه های متعددی را در مجالس حکومتی اجرا کرد. در سال ۱۳۵۸ دادگاه انقلاب در تهران حکم احضار او را همراه با شماری دیگری از خوانندگان و بازیگران سینما همچون گوگوش، حمیرا و فریدون فرخزاد صادر کرد. این حکم در همان دوران در روزنامه کیهان در تهران به چاپ رسید.

پس از انقلاب، هایده حدود سه سال را در کنار سه فرزندش، کیوان، کامران و نوشین، در لندن سپری کرد و برنامه‌های پراکنده ای را همراه با نوازندگان ایرانی در این شهر اجرا کرد. می‌زنم فریاد از نخستین ترانه های او در غربت است که همواره در برنامه هایش مورد تقاضای ایرانیان گریخته از انقلاب و جنگ بود؛ شعری از کریم فکور و آهنگی از انوشیروان روحانی. تاثیرگذارترین اجرای این ترانه ظاهراً در سال ۱۹۸۱ در کنسرتی در تالار شهرداری کینزینگتون در لندن صورت گرفت که پرویز قریب افشار مجری آن بود و هایده، عارف و فرامرز اصلانی خوانندگان آن.

عکس هایده در مجلات قدیمی

 

ادامه فعالیت های جدی در لوس آنجلس

با متمرکز شدن جامعه ایرانی و به ویژه خوانندگان و نوازندگان ایرانی در جنوب کالیفرنیا هایده نیز در سال ۱۳۶۱/۱۹۸۲ لندن را به قصد لوس‌آنجلس ترک کرد. یکی از نخستین برنامه های رسمی او در این شهر، کنسرتی در دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس (یو.سی.ال.ای) بود همراه با گروهی از سازهای ایرانی به سرپرستی منوچهر صادقی (سنتورنواز بنام ایرانی). گرچه بسیاری از نوازندگان صاحب نام ایرانی مقیم کالیفرنیا در گروه حضور پیدا کرده بودند ولی در هم نوایی آنان با یکدیگر هماهنگی چندانی در این برنامه شنیده نمی شد.

فعالیت در لوس آنجلس طی مدتی کوتاه و البته با یاری جستن از ترانه سرایان، ترانه سازان و تنظیم کنندگانی خوش ذوق به یکی از موفق ترین دوران در فعالیت های هنری هایده بدل شد. آغاز جنگ ایران و عراق، گریز بی سابقه ایرانیان از کشور و اجراهای پرتوان و تاثیر گذار هایده از ساخته های هنرمندانی چون فرید زولاند، صادق نجوکی، آندرانیک، محمد حیدری و انوشیروان روحانی روی سروده های اردلان سرفراز، بیژن سمندر، لیلا کسری (هدیه) و برخی دیگر، که در بسیاری از آنها خشم و اندوه ترک ایران موج می زد. ترانه هایی چون زهر جدایی، بهار بهار باز اومده دوباره و روزای روشن خداحافظ.

افزون بر این ترانه ها که به تعبیر محمود خوشنام تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بود، هایده با خواندن ترانه هایی شاد و خوش ساخت مانند راوی، نرگس شیراز، سیاه چشمون و شب عشق در بین جوانان ایرانی نیز طرفداران بسیاری پیدا کرد.

کنسرت های بزرگ

همین دوران بود که هایده برای اجرای کنسرتی در آلبرت هال لندن همراه با ارکستر بزرگ به رهبری فرنوش بهزاد راهی انگلستان شد. این کنسرت در که نوروز ۱۳۶۴ برگزار شد یکی از نخستین کنسرت های بزرگ و آبرومندانه ایرانی در سال های پس از انقلاب به شمار می رود. ستار و مرتضی نیز در این کنسرت بخش هایی را اجرا کردند. هایده در آن دوران همچنان در رویای بازگشت زودهنگام خود به ایران بود.

هایده برای کنسرت بیستمین سال خوانندگی اش، در تابستان ۱۳۶۷ نیز در آلبرت هال لندن کنسرتی اجرا کرد. برنامه ای که حسین رحمانی مجری آن بود و هیجانات ایرانیان از ایران گسسته همچنان در آن موج می زد.

هایده در جام جم

فعالیت های هایده در لوس آنجلس بیشتر در تلویزیون جام جم که در سال ۱۹۸۰ به کوشش منوچهر بی‌بیان و شماری دیگر از نویسندگان و هنرمندان مهاجر ایرانی بنیان نهاده شده بود متمرکز شد. بیش از چهل ویدئو در این تلویزیون از هایده ضبط شد که همچون دیگر آثار ضبط شده در آن دوران در لوس آنجلس به صورت نوارهای ویدئویی غیرقانونی در ایران پخش می شد. بسیاری از ویدئوهای مربوط به هایده در سال ۲۰۰۳ با کیفیتی نه چندان مناسب به وسیله یکی از کمپانی‌های ایرانی در لوس آنجلس به صورت دی.وی.دی منتشر شد.

بيماری و درگذشت

هایده از نوجوانی به بیماری دیابت دچار بود که در سال های بعد، فشار خون و ناراحتی قلبی نیز به آن اضافه شد. بی اعتنایی او به سلامت جسمی‌اش، افراط در الکل و فشاری که شیوه آوازخوانی او به قلبش وارد می ساخت مرگش را به جلو انداخت.

هایده در آخرین شب زندگی خود، در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو برنامه داشت. در آن شب، علیرغم وضعیت نه‌چندان مناسب جسمی، همراه با نوازندگانی چون پرویز رحمان‌پناه، عبدی یمینی و سیامک پویان، یکی از به‌یادماندنی ترین برنامه‌های خود را به اجرا درآورد.

هفده سال از اجرای آخرین برنامه هایده سپری شده ولی هنوز ویدئوی آن منتشر نشده است. خسرو مترجمی، دانشجوی 22 سالهء آن روزها و کارشناس فن‌آوری اطلاعات امروز در آمریکا با یک دوربین کوچک از این برنامه فیلم‌برداری کرد.

هایده ساعاتی پس از اجرای آخرین کنسرت خود در باشگاه کازابلانکا، در ۳۰ دی ۱۳۶۸ برابر با ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ بر اثر سکته قلبی در سن ۴۷ سالگی درگذشت.

مراسم خاکسپاری و یادبود او با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا در گورستان وست‌وود در لوس‌آنجلس برگزار شد و در تهران نیز علیرغم محدودیت‌های بسیار، گروهی از مردم در مسجدالجواد یاد او گرامی داشتند.

به ياد هايده

پس از هایده، شماری از خوانندگان و نوازندگان ایرانی در برون مرز، در سوگش خواندند و نواختند. خواهرش، مهستی در نوروز سال های ۱۳۶۹، ۷۲ و ۷۸ به یاد ترانه های اجرا کرد. حسن شماعی زاده بر روی سروده های همایون هوشیارنژاد اثری آفرید که هیچگاه منتشر نشد. انوشیروان روحانی در نوروز ۱۳۷۲ در تلویزیون طنین، ترانه سراب را که در دهه ۱۳۵۰ برای هایده آفریده بود با پیانو نواخت. هوشمند عقیلی نیز این ترانه را در آلبومی بازخوانی کرد. پرویز رحمان پناه، تارنواز خوش ذوقی که در دوران فعالیت هایده در غربت با او تار می نواخت، ترانه سال را با حال و هوایی متفاوت برای تار و سازهای الکترونیکی تنظیم کرد و در نهایت شهلا سرشار در سال ۱۳۸۰ ترانه ای به نام به یاد هایده اجرا کرد.

هایده در ایرانیکا

پروفسور اريک نخجوانی درباره صدای هايده در دانشنامه ايرانيکا (Encyclopedia Iranica) می نويسد: تلفيق قدرت حنجره و مهارت در تکنيک های آوازی، به صدای کنترآلتوی او جنس و طنينی نادر برای اجرای آواز داده بود. از آن گذشته، حس قوی او در زمان بندی موسيقايی، داشتن ريتم روان در اجرا و بيان شاعرانه و موثر موسيقايی، به او اين امکان را داد تا هر ترانه ای را که می خواند به شکلی تاثيرگذار اجرا کند.

نشر آثار هایده

حاصل فعالیت ۲۱ ساله هایده در عرصه موسیقی ایران، حدود یکصد و پنجاه قطعه ترانه و آواز است که تقریباً همه آنها در سال های گذشته به صورت سی.دی توسط شرکت ترانه، کلتکس، پارس ویدئو و ام.زی.ام در آمریکا منتشر شده اند. با این حال همچنان تعدادی از ترانه‌ها و ویدئوهای او در گوشه آرشیوهای تلویزیونی و کمپانی‌های نشر موسیقی ایرانی از نظر دور مانده‌اند. دوستان، همکاران و فرزاندان او تا کنون هیچیک به طور جدی برای گردآوری و نشر این آثار اقدام موثری انجام نداده‌اند و حتا تارنمایی به طور غیرقانونی در شبکه اینترنت، خود را وب سایت رسمی هایده می خواند که نه ارتباطی با صاحبان آثار او دارد و نه پیوندی با بازماندگان او. نهادی با نام بنیاد یادبود هایده نیز سالها پیش دو سی.دی به نام‌های ناشنیده ها و بلبلی که خاموش شد از آوازخوانی های منتشر نشدهء هایده در محافل خصوصی منتشر ساخت ولی این بنیاد نیز پس از مدت کوتاهی ناپدید شد.

+ نوشته شده توسط هومن در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 10:14 |

عکس لیلا فروهر و نلی

 

عکس لیلا فروهر به نظرتون کلاه گیس نیست؟

اینم عکس لاتی لیلا فروهر

عکس رقص جوانی لیلا    بیا وسط


+ نوشته شده توسط هومن در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 10:11 |


 رو جلد مجلات قدیمی (سری دوم)

عکسهای مجلات قدیمی

   عکس شور انگیز در مجله اطلاعات هفتگی

              عکس قدیمی مجله بانوان

          عکس مجله اطلاعات هفتگی

عکس رامش و ویگن در مجله بانوان

 

 

 

 رامش ،شهرام و ابی باهم برنامه اجرا می کنند
 

عکس رامش ،شهرام و ابی

رامش ،شهرام و ابی باهم برنامه اجرا می کنند

باخبر شدیم که رامش گیتار بدست گرفته و سخت مشغول تمرین نواختن گیتار است تا از این پس در حین اجرای برنامه و خواندن آواز گیتار هم بنوازد .و اما اجرای برنامه تازه رامش شکل تازه تری هم دارد و آن همکاری او با دو خواننده جوان روز ،شهرام و ابی است که قرار است این سه باهم در یک برنامه شرکت کنند و ضمن آنکه گیتار می نوازند ،ترانه بخوانند .اولین آهنگی که قرار است رامش و شهرام و ابی باهم اجرا کنند ترانه ای بنام " ماشین مشتی ممدلی " است که شغر آن از مسعود امینی و آهنگ آن از شهرام است رامش میگفت امیدوارم که دیگر این یکی کارم مورد تقلید دوستان هنرمند قرار نگیرد ، زیرا نمی دانم چرا هر وقت من خواسته ام کاری بکنم ،بقیه هم به تقلید من برخاسته اند و همان کاری که من می کنم آنها هم تقریبا به شکل دیگری انجام میدهند .مثلا تشکیل گروه ارکستر مخصوص ،تشکیل گروه رقص ، ،تغییر فرم در کار لباس و حتی آرایش موی مرا هم تقلید کرده اند ، ولی من مطمئن هستم دیگر قادر به تقلید این یکی نیستند  ابی و شهرام شب پره ،خوانندگان گروه بلاک کتز هستند که این روزها ارکستر ثابت برنامه چشمک تلویزیون می باشند. در گروه بلاک کتز 10 نوازنده هستند که اغلب لیسانسیه موزیک یا دانشجو می باشند .شهبال ،جاز - منوچهر اسلامی ،ترومپت – ناصرکامدار ،ترمبئن – گیریج ،ساکسیفون –هوشنگ ،ساکسیقون آلتو – هامو ،گیتار –رامان گیتارباس – شهردار روحانی ،پیانو می نوازند شهرام که این روزها با آهنگهای "آچیلی پوم " و "بای بای " معروف شده است ،بیست و هفت سال دارد و گیتار ،جاز ، پیانو و ارگ نیز می نوازد .میگوید کار ما یک کار گروهی است . در این گروه هیچکس به تنهائی جالب نیست .همه گروه باید کار بکنند تا یک آهنگ مورد توجه مردم قرار بگیرد  «ابی » بیست و پنج سال دارد .ترانه " شب " او معروف است و بعد از آن ترانه " طپش " که ابی در فیلم هیاهو خواند اورا معروف کرد  و حالا ابی و شهرام همراه با ارکسترشان در یک کاباره کار می کنند و هر کدامشان در شب بیش از هزار تومان دستمزد میگیرند  این دو خواننده بیشتر آهنگهای تند خارجی را دوست دارند و اغلب ترانه های " دمیس بولوس " خواننده جوان که در تهران شهرت دارد ،اجرا می کنند و اینها تنها خوانندگانی هستند که بخوبی آوازهای او را میخوانند  همکاری رامش ، ابی و شهرام یک کار تازه و بی سابقه در میان ارکسترهای جوان است .اینها قرار گذاشته اند در موقع اجرای برنامه رامش وسط و ابی و شهرام در طرفین او قرار بگیرند و با سه گیتار ترانه های خود را بخوانند 

 اطلاعات هفتگی / دی ماه 135۳ / شماره 1723 

+ نوشته شده توسط هومن در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 10:7 |

هما روستا قبل و بعد از انقلاب

+ نوشته شده توسط هومن در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 10:3 |

+ نوشته شده توسط هومن در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 10:1 |


Powered By
BLOGFA.COM